|
آنکــه سامان غزلهایم از اوست / بی سر و سامانیم را حس نکـــرد. . . |
||
|
تو...
سلام... امشب به یاد تو دل من دود می شود
......... این غزل با اینکه خیلی اوضاش خرابه ولی نوشتم!!شاید که نه!حتما نیاز به باز بینی داره!!ولی خب به بزرگی خودتون ببخشین :) سین. میم. الف. 01:26 بامداد همین! برچسبها: غزل, عکس
تو...
سلام... یه مرد که واژه ی مرد و رو سفید کرد ........... "" هی نوشت: سین. میم. الف. همین! برچسبها: مرد
تو...
سلام... نگاه به آینه بکن،چقد شکسته شدی پ.ن.ترانه از حسین صفا و باز هم محسن چاوشی...دانلود آهنگ رو گذاشتم برای اون عزیزانی که دوست دارن بشنون و یا نشنیدن... پ.ن.این روزها هم همینطوری میگذره...شاید تو این
واژه ی همینطوری خیلی چیزا باشه...ولی من میگم همینطوری...به یه سفر نیاز
دارم،باید برم یه چندوقتی از اینجا،حتی شده خیلی کم...هنوز که نشده! 01:04 همین! برچسبها: بی خوابی, شکسته, پرنده غمگین محسن چاوشی تو... کوچه های خلوت و قدم زدم بازم ![]() تو و آن همه خوشبختی میان دستهای دیگری! من و این همه بغض، زیر یک چتر! آن عابری که زیر باران می خندید من بودم. . . حسین حیدری ................. پ.ن. آقای میم. همین! برچسبها: سه شنبه ها, محسن چاوشی
تو...
سلام... توو چنگ ابرای بهار ........ پ.ن. + سین.میم.الف. همین! برچسبها: سکوت خیس, پیری, تلخ
تو...
سلام... بازم خیابونو منو شبو دو تا دست توی جیب! بزرگه ولی، برا من کوچیک... دنیاتو میگم! هرچند سفید... شبا ولی اینجا با من همرنگ پوشید آدمای شهر شده منظرم خونه های شهر پره پنجرن هرکدوم توشون یه قصه است و پره دو پاهایی که از یک جنگل ان... . . + خدا بده یه روز آفتابی،یه نسیم خنک هم باشه حال دادی!! ............. سین. میم. الف. همین! لعنت به سیاست. لعنت...
+
تاريخ شنبه 1392/02/14ساعت به قلم سکوت خیس
تو... سلام... از آسمون روی زمین افتادی وقتی که میخندی همه چی خوبه دنیارو با تو دوست دارم کنار تو قد یه اقیانوسم ببخش اگه یه وقتایی جا موندم حال و هواتو دوست دارم بازم برام قصه بگو لالایی هاتو دوست دارم... پ.ن.راستش این ترانه با این قافیه ها و اوزان بهم ریخته...سید محمد کاظمی...فقط یه جمله برای این ترانه...خیلی آقایی :) جاهایی که ستاره گذاشتم نزدیکه به واقعیت... پ.ن.این پستم حال و هوای خاصی داره...اینقدر که بغض دارم الان که دارم مینویسم...این پست اول برای 2نفره که خیلی دوسشون دارم و عاشقشونم.خیلی بیشتر از عشق...بعد تقدیم به همه ی مادران...اول مادرم و دوم مادربزرگم که بهش میگم مادرجون...که خیلی دوسش دارم...بعضی وقتا مادر حسادت میکنه وقتی که میرم تو آغوش مادرجون...خیلی دوستون دارم...منو ببخش مادر و مادرجون...نوه بزرگت عاشق بچه بود!ولی فکر نکنم نتیجه ای باشه...مادر بخاطر شبایی که ناراحتت کردم.به خاطر شبایی که دمنوش گل گاوزبون درست میکردی...به خاطر شبایی که نخوابیدی...به خاطر وقتی که اگر ناخواسته باعث شدم اشک بریزی...یا به خاطره کارام یا به خاطر من...به خاطر دروغایی که بهت گفتم...بخاطر روزایی که تو این شهر نبودم!نمیگم شهر لعنتی چون مشهدرضا میگن بعضی ها...به خاطر وقتایی که جوش میزدی و میگفتی بریم دکتر و من لج میکردم!ولی لج کردنم برای دکتر رفتن نبود...چون من خودم تنها رفته بودم و نمیخواستم شما بیشتر از این غم و غصه بخوری...آره مادر...خیلی جاها رو تنها رفتم...میدونم ناراحت میشدی که تنهایی رفتم...شرمندتم...دارم سعی میکنم تنهایی ها رو هم نشونت ندم... مادر، همیشه در خیال من ز شعله گرمتر تویی چه گرم دوستت دارم. . . سین. میم. الف. همین!
احمد شاملو ............... شاخه هام خشکیدن همین! تو... ...........
همین! بعدا نوشت: همین الان دوستان خبر دادند که این دوسته هکر رو هک کردن! :) البته مثله اینکه بد قلقی کرده...و سی پی یوش رو سوزوندن :| من دلم نمیخواست همچین اتفاقی بیوفته!از همینجا از شخص هکر عذر خواهی میکنم!انشاا... دفه بعد این کارو میگم نکنن... یه چیزی مثل یک رویا .......... پ.ن.راستش نمیدونم چی شد که یاده این ترانه قدیمی افتادم...یادش بخیر روزهای قدیم...جا داره از آقای ب.ابطحی و ی.غفاری تشکر کنم و ر.ص که ارادت بهش دارم...وقتی نگاه به قدیم که میکنم افسوس میخورم...نمیدونم شاید به خاطر اینکه خیلی زود میگذره و بعد آدم یه جمله ی کلیشه ای که انگار همین دیروز بود و یه آه و همین ازش برمیاد! پ.ن.ممنون از دوستانی که میان و سرمیزنن به این وبلاگ...یه نظر سنجی داره میشه که نظر سنجیه کلی هست درباره موسیقی!یه اتفاقاتی افتاد از بعضی دوستان...دوستانی که علاقمند به مطرح شدن و بزرگ شدن و مشهور شدن دارن هرچند بین هواداراشون محبوب هستن و مطرح...این خیلی بده که هرچیزی که ثبت نشده یا بی نام باشه یا کارنامه نداشته باشه یا کسی ازش نمیدونه یا خیلی از این چیزا که نمیخوام واژه ی بهتری انتخاب کنم چون میدونم اون دوستان میدونن و میفهمن!هرچند خودشون رو به نفهمی میزنن...این بده که براش کارامه بسازی و مهر خودت رو روش بزنی...یه وقتی هست یکی میره به جای کسی امتحان میده و میدونه که تو کارنامه اون مینویسن...ولی وقتی برای خودش امتحان داده ناپسند و دور از معرفته که کارنامه رو برای خودت و به نامه خودت بزنی...میدونم که اینجا هستین و بعضی اوقات نظر گذاشتین و لطف داشتین...ولی به گوشه عزیزان برسونین نوشه جونشون...امیدوارم مطرح تر از قبل بشن...(مخاطبین خاص) ................ هی نوشت: راستش فکر نمیکردم یه ترانه به اون ضعیفی اینقدر هوادار پیدا کنه!! آقای میم همین! راستش فکر نکنم خوابم ببره!! همش بیهوده می خندم... دوتا عاشق که می بینم، سریع چشمامو می بندم. . خودم داغم نمی فهمم! زمان راحت جلو میره. . . میخوام چیزی بگم اما، گلومو بغض می گیره. . . یعنی دیوونگی اینه؟؟ یعنی من دیگه دیوونم؟! چرا هر روز ساعت ها، به ساعت خیره میمونم. . . مثه دیوونه ها گیجم!! همش بیهوده می خندم... دوتا عاشق که می بینم، سریع چشمامو می بندم. . . سین. میم. الف. 4:48بامداد همین!
+
تاريخ سه شنبه 1392/01/27ساعت به قلم سکوت خیس
سلام امیدوارم حاله همتون خوب باشه... اول اینکه ممنون از دوستانی که سر زدن! 22م بود اگه اشتباه نکنم رسیدم مشهد،اما بخاطر یکسری گرفتاری ها و کار و همچنین قطی اینترنت که وزیر محترم قول قطع نشدنش رو در سال 92 داده بود...نتونستم بیام! راستش امروز یک فیلمی رو به طور اتفاقی دیدم که خیلی قشنگ بود...نمیدونم کسی این فیلم رو دیده یا نه! اسم فیلم بود: مرثیه ای برای مرتضی. . .کارگردانش هم آقای سعید دریا دل فیلم به حدی زیبا بود که دوست داشتم اشک بریزم...اما نشد... واقعا این فیلم به نظرم پتانسیل گرفتن 3تا خرس رو حداقل داشت! بهتون پیشنهاد میکنم این فیلم رو ببینید واقعا ارزش داره... مثه دیوونه ها گیجم!! به قوله یه دوست: همین! گفت خیلی میترسم،
همین! به جایی رسیدم که حس میکنم نفس نکشیدن برام سخت نیس. . . ......... پ.ن.یکی دو روز نبودم بلاگفا تغییر کرده!!! :-!؟! درباره پست صوتی چندتا از دوستان خصوصی دربارش نظر گذاشتن...جواب سوال اسمه لینک دانلوده...پست صوتی...از حمید.م. هم تشکر میکنم. همین!
+
تاريخ سه شنبه 1392/01/20ساعت به قلم سکوت خیس
|
|
|