آنکــه سامان غزلهایم از اوست / بی سر و سامانیم را حس نکـــرد. . .

دارم میرم یکی دو روزی دور از شهر..
دارم میرم تا یخورده خلوت کنم..
دارم میرم تا بیشتر فکر کنم..
دارم میرم تا از اینی ک میخورم کمتر بخورم!
دارم میرم تا راه برم و راه برم..
دارم میرم کوه.. :)
بینالود رو برنامه ریختیم!
قله ی شیرباد
امیدوارم خوب باشه.. :)
امیدوارم این قلب و رباط پا یاری کنه..
...
.
پ.ن.دلم براتون تنگ میشه..


همین!

+ تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۷ساعت 23:4 به قلم سکوتِ خیس |


آخ و اوخت برا ما بود
آه و اوهت برا دیگرون

تُف به روت..

 

+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۶ساعت 1:33 به قلم سکوتِ خیس


از جمله مسائلی ک میتونه جلو کتاب خوندنت رو بگیره اینه ک پنجره اتاقت همجوار با پنجره اتاق یه عروس و داماد ک تازه اومدن سر خونه زندگیشون باشه..
وقتی ک کتاب میخونی و صدای س.ک.س از پنجره ی کناری!! :|
و خیلی هم با هم شوخی دارن و آماتور هستن مثله اینکه! :دی
من ک حسابی خندیدم..شاید هم بقیه همسایه ها هم خندیدن! :))


پ.ن.لذا توصیه من به شما اینه ک کتاب بخونین..


همین!

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۵ساعت 0:18 به قلم سکوتِ خیس |


خودم نخواستم با یکی مثل تو باشم دیگه
وگرنه هر لحظه یکی بوده برام جا تو..


پ.ن.تویه بی لیاقت یه کودن ِ بی جنبه بودی!


همین!

+ تاريخ شنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۳ساعت 16:53 به قلم سکوتِ خیس |

تو...
 سلام...

تا کِی بِرنجی و فقط
تقدیر تو محکوم شه
با بغضِ خسته گربه کن
شاید دلت آروم شه...

.....
..

هی.ن.
دلم تنگ شده..برای علی..موقع هایی ک با هم میرفتیم حرم شبا و شعر و سیگار و..علی ک از همه چیه هم خبر داشتیم..یه وقتایی میخوام برگردم به قبل..دلم گرفته از این روزگار..برگردم و بریم حرم و تا دیروقت دوتایی باهم باشیم و حرف بزنیم از مشکلاتمون..از باغایی ک رفتیم باهم..از کارهایی ک باهم شروع کردیم و زمین خورد..از کل کل هایی ک باهم میکنیم..دوسالی هست ک ازدواج کردی و دیگه کم میبینمت..

دلم برای رضا تنگ شده..مسافرتای سه نفره مون من و رضا و اکبر..رضایی ک همه چیز هم رو میدونستیم..برای بیرون رفتنامون..برای طرقبه هایی ک باهم میرفتیم برای شبایی ک میومدی دنبالم و میرفتیم دور میزدیم و شبایی ک میومدم دنبالت و میرفتیم بیرون و اون همه سال هایی ک باهم بزرگ شدیم و دوچرخه سواری کردیم و زمین خوردیم و پارک میرفتیم و بازی میکردیم و فوتبال رفتیم و استخر رفتیم و غذا خوردیم و کنار هم خوابیدیمو با هم زندگی کردیم..یک سالی هست ک رضا هم ازدواج کرده و دیگه سرکار میری و نمیبینمت مثل قدیم..

مرسی از اکبر ک هنوز هستی و میای و پایه م هستی..
مرسی ک میای دنبالم و میریم بیرون..مرسی ک هر موقع زنگ زدم شب و گفتم بریم بیرون اون همه راه رو اومدی و رفتیم باهم یه نخ سیگار دود کردیم..مرسی ک تا الان هر جا رفتم با هم خوابیدیم یک شب رو حداقل!شمال و شیراز و تهران و گرگان و بجنورد و حتی تو آسایشگاه سربازی وقتی ک تو هنوز سرباز نشدی!!مرسی ک با اینک شرایط سختی داری اما میای و هستی..مرسی ک وقتی میدونی بی اعصابم و ناراحت یه نخ برام آتیش کردی..فقط ای کاش از افراطی ک میکنی بیای بیرون..امیدوارم زندگی برات اونطور ک میخوای رقم بخوره..

همیشه دل تنگم..اما یه وقتایی خیلی ضایع میشه..

سین. میم. الف.

همین!

+ تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۵/۰۱ساعت 14:55 به قلم سکوتِ خیس |

امروز صبح ساعت 04:30 بامداد رسیدم خونه.. :)
عجب مسافرت مزخرفی بود تا اینکه راه افتادم و برگشتم..
همه چیز عالی شد..
ماشین عالی بود رانندگی عالی بود هوا عالی بود..بارون عالی بود..جنگل عالی بود..دریا عالی بود..
از ساری به گرگان ک رسیدم تقریبا سیل شد!
جوری ک چندتا ماشین رو آب انداخت تو جدول و چندتا خاموش شدن!
از ماشین اومدم بیرون و به بهانه ی آبجوش پیاده رفتم!انگار با شلنگ آب میگرفتن روم!! :دی
جای همتون خالی..
با همون لباسا نشستم پشت فرمون و شیشه پایین و سرم بیرون..
از محمود آباد و بابل و ساری و گرگان و آزادشهر و بجنورد و تا شیروان بارون میومد! :)
اینجا هنوز خبری نیست..
دست مامور راهنمایی هم درد نکنه که با دوربین نگاه میکرد اما خواب بود و نشسته بود رو صندلی!

همین!

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۹ساعت 19:50 به قلم سکوتِ خیس |

تو...
  سلام...


یه چند روزی دارم میرم تهران..
اجباریه اما شاید از اونجا یه سر شمال هم برم!کلیدای دایی رو ک گرفتم اگه شد یه سری بزنم!:)
دلم برای همه تنگ میشه..
کاش میشد برم و بیام و ببینم دوستای قدیمی و همه کامنت گذاشتن و برگشتن! :|
امیدوارم..
دلم برای تو هم تنگ میشه هم خونه..از اونجا شاید بهت سر زدم..تا برگردم سکوت خیس بمون.. :)


همین!

+ تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۴ساعت 23:51 به قلم سکوتِ خیس |

تبریک میگم به همه
امیدوارم از این به بعد خبرای خوب فقط باشه..
امیدوارم این نور کم سوی امیدی ک برای خیلی از جوونای مثل من روشن شده پر رنگ تر بشه..
امیدوارم جوونا فقط به اینکه یه خبری بشه و بریزن بیرون و پرچم دست بگیرن و برقصن و بوق بزنن و... راضی نشن!

ممنون از دکتر ظریف ممنون از دکتر روحانی

همین!

+ تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۴ساعت 13:36 به قلم سکوتِ خیس |

از اونجایی ک چندتا از دوستان مخصوصا اخیرا از من پرسیدن برای شبکه های مجازیه دیگه..
متاسفانه یا خوشبختانه باید بگم ک من نه عضو لاین هستم و نه عضو اینستاگرام..
در کل همونطور ک از تیتر هم پیداست بیشتر در بلاگفا هستم و مینویسم!
شاید روزی یا روزگاری عضو این شبکه ها شدم..تا اون روز همینجا هستم و خواهم بود..
سپاس که میاین اینجا..و سکوت خیس رو لود میکنین.. :)

همین!

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۲ساعت 1:26 به قلم سکوتِ خیس |

دوستای وبلاگی دیگه کمتر کسی مونده..
متاسفانه بخاطر بلاگفا خیلی از دوستانم دیگه نمینویسن و حتی خیلی هاشون دیگه اصلا سر نزدن و اصلا دیگه بی خیال نوشتن شدن..
نمیدونم چی بگم،
اینو بدونن که سکوت خیس و من همیشه به یادشون خواهیم بود و دلمون تنگ شده..

هر جا هستین شاد باشین و برقرار..


همین!

+ تاريخ شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۲۰ساعت 21:2 به قلم سکوتِ خیس |