آنکــه سامان غزلهایم از اوست / بی سر و سامانیم را حس نکـــرد. . .

با هم قدم می زدیم،دست در دست،ساکت، غرق دنیاهای خودمان،هر کس غرق دنیاهای خود،دست در دست فراموش شده،
این طور است که تا حالا دوام آورده ام.و امروز عصر هم باز انگار نتیجه می دهد!
در آغوشم هستم،من خود را در آغوش گرفته ام،نه چندان با لطافت،اما وفادار، وفادار..
حالا بخواب،
گویی زیر آن چراغ قدیمی،به هم ریخته،خسته و کوفته، از این همه حرف زدن، این همه شنیدن، این همه مشقت، این همه بازی.

همین!


مرتبط: کتاب, متن هایی برای هیچ, ساموئل بکت
+ تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۷ساعت 1:22 به قلم سکوتِ خیس |


یکی میگفت تجربه مثل یه فانوس میمونه که فقط جلوی پای صاحبش رو روشن میکنه.
ولی اون یارو اضافه نکرد که وسط باتلاق
اگه 100 تا هم فانوس داشته باشی چه غلطی باید بکنی

 

+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۵ساعت 22:29 به قلم سکوتِ خیس |

تو...
  سلام...

راه میروی
و شهر
اردیبهشت می شود...

رضا کاظمی


شاید خیلی روزا و شبا ناراحتت کردم و خیلی کارا کردم و خیلی کارا نکردم و ناراحت شدی..
بعضی وقتا واقعا می مونم که چه کاری باید بکنم..
خیلی شبا برام جوشونده و دم نوش درست کردی..
خیلی وقتا سراغ قلبم رو گرفتی!
هم جسمی هم روحی.. :)
اما خیلی وقتا بهت دروغ گفتم شاید و یا اینکه نگفتم!به هر حال دروغه اسمش!
مثه قایم کردن لباسای بیمارستان!
مثه اینکه پارسال یک شب بستری بودم بیمارستان ناجا.. :)
مثه خیلی از این چیزا که نگفتم بهت و نمیدونی..
همیشه تا تلوزیون یه چیز نشون میده درباره سیگار و این چیزا هی میگی مجید گوش کن! :|
تابعضی شبا میخوام برم بیرون میگی مجید مواظب قلبت باش.. :)
میدونم خیلی ناراحت شدی از کارام..از حرفام!شاید بعضی وقتا خیلی غر زدم سر چیزای کوچک!
شاید چون این روزا کارم درست نیست و از اون شرکتا اومدم بیرون خیلی تو خونه غر زدم!
اما میدونم که میدونی ته دلم چیزی نیست..
برهه ای از زندگی خیلی دلواپسم بودی برای انتخابم..:|
و خوشحالم از اینکه خدا هم نشون داد تا دست از انتخابم بکشم!
بعضی اوقات با اینکه بعضی چیزا رو دوست نداری اما بازم اهمیت میدی!
مثه اینکه فوتبال رو دوست نداری اما اسم بعضی از بازیکنای تیم چلسی رو میدونی! :دی
با اینکه عقایدمون باهم فرق داره و خیلی وقتا ناراحت میشی ازم اما بازم یه جورایی باهم کنار میایم.. :)

اینجایی
اما
دلم خیلی برات تنگ شده بود مادر

تولدت مبارک..

سین. میم. الف.

همین!

 

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۴ساعت 22:5 به قلم سکوتِ خیس |

 

 

تو شهرت
ترافیک قدم میزنی

مسمومی
با جرات دست به قلم میزنی

میزنی
مشتاتو به دیوار
میزنی
ریه هاتو به سیگار

 

هی نوشت: ساعت هم از 3 صبح رد شد..


همین!

+ تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۳ساعت 3:21 به قلم سکوتِ خیس |

تو...
  سلام...

 

یه مرد که واژه ی مردو رو سفید کرد
یه مرد که مرگو واسه انسان بعید کرد
یه دشت بود که کوه پیشش زانو زد
یه مرد به شکل اسطوره ای هر درد

 

واقعیت اینه که به من  هم میگن مرد..
اما در حقیقت وقتی میبینم که روز ولادت حضرت علی روز مرد هست..هیچ مردانگی در خودم نمیبینم..و در خیلی از این جنسهای مذکر نمیبینم!
البته مرد شدن تو جامعه هم چند دسته داره!
دسته اول اونایی که به بلوغ جنسی میرسن!
دسته دوم اونایی که به بلوغ فکری میرسن و سربازی میرن!
دسته سوم اونایی که زن میگیرن!

به هر حال هرچی با خودم دو دوتا میکنم و حضرت علی رو نمونه یه مرد میبینم
خجالت میکشم که بگم من هم مرد هستم.


پ.ن.1.روز ولادت حضرت علی رو تبریک میگم به خدا.. و همه شما دوستان و دوستداران حضرت علی..[گل]
پ.ن.2.مناجات حضرت علی رد ادامه پست
پ.ن.3. شعر قسمتی از آهنگ بامداد از شاهین نجفی که اقتباس از شعرهای احمد شاملوس.. 

 

همین!


مرتبط: مناجات حضرت علی
ادامه ی پست
+ تاريخ جمعه ۱۳۹۴/۰۲/۱۱ساعت 12:51 به قلم سکوتِ خیس |


یه حسه خوب یعنی از حرم برگردی ساعت 12:40 شب..
بعد از یه زیارت خوب..
بعد از استشمام خوب هوا..که سر شبش بارون اومده..
بعد سریع لینک بازی تیمی که دوست داری رو پیدا کنی تا بازی رو ببینی!
و ببینی دقیقه 77 بازیه و 1-1 مساوی هستن و به 2 دقیقه نشه که کاپیتان تیم محبوبت گل دوم رو بزنه و بعد از 4 دقیقه یه گل دیگه هم تیم بزنه و 3-1 بازی رو ببره..
و اینکه بدونی این فصل چلسی قهرمانه.. :)

همین!

+ تاريخ پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۱۰ساعت 1:15 به قلم سکوتِ خیس |


آکــ ،مغزتو نذار
ف ا کـ ،دستتو نیار
تو لاکـ ، سرم ـه الان
چقدر بگم مستمو خراب
این فصل آغوشمه
این مرد آروم تره
گهگدار وقتی تک و تنهایی
همه چی داری و لبه پرتگاهی
اونموقع خدا نزدیکتره
کف ِ ترازو سنگین تره
حرف همه رو غرض میگیری
این شهر کوفتی رو یه قفس میبینی
تویی
قلب ِ تو
ضربان ِ تند
تونل،تاریک و نفسای کُند


آه زندگی آروم ، آغوش باز کن...

 

همین!

+ تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۹ساعت 15:30 به قلم سکوتِ خیس

دوستان این کلیپ رو اگر وقت دارید در حد 5 دقیقه ببینید
خیلی حرف داشت تو این چند دقیقه
بغض گلومو گرفت،دوست داشتم اشک بریزم..

کلیپ

 


مرتبط: تصویری
+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۸ساعت 11:50 به قلم سکوتِ خیس |



بشکن،
کسی نیس جمع کنه
بشکن،
کسی نیس درک کنه
بِکَن،
کسی نیس رد کنه
بگذر،
کسی نیس صبر کنه
آه زندگی آروم!!
آغوش باز کن...

آی فاحشه آهَ م،با تو راز شد...

 

پ.ن. مرسی حسین..باید اقرار کنم با اینکه خیلی با آدمای لش حال نمیکنم اما فازت یه جاهایی با من جرقه میزنه.. :)
پیش ما بیا... :دی

همین!

+ تاريخ دوشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۷ساعت 14:55 به قلم سکوتِ خیس |

در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم..
بچه ای بسیار شلوغ میکرد
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید..
آن بچه قبول کرد و آرام شد
قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم...
ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای!!
به او گفته ای شکلات میخرم ولی نخریدی!
با کمال تعجب بازداشت شدم!!
در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی!!!
آنها با نظر عجیبی به من مینگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه!!!
به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!!!
آنها گدای یک بسته شکلات نبودند...
آنها نگران بدآموزي بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند!!!

همین!


مرتبط: کتاب, چرا عقب ماندیم, دکتر علی محمد ایزدی
+ تاريخ یکشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۶ساعت 23:52 به قلم سکوتِ خیس |

 

تا پول داری می فهمنت
وقتی نداری
می گن که بی مصرفِ
این آدما یه عمر بهشون حال بدی
با وزن جیبات تو رو می سنجنت
تو که نمی فهمی
ولی می گردنت
پاش برسه به صندلی می بندنت
کی محرمه؟؟
واسه تو کی مرهمه؟!
هیچکی...
منم می فهممت

 

پ.ن.از این شرکت هم استعفا.. :|


همین!


مرتبط: نقل قول, یاسر بختیاری
+ تاريخ شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۵ساعت 21:42 به قلم سکوتِ خیس |

 

امروز یه سری تغییرات انجام دادم یا بهتره بگم یه لینک اضافه کردم به سکوت خیس..
عکسهایِ من

مجموعه عکسایی که از خودم هست یا خودم گرفتم و قبلا هم در وبلاگ گذاشتم شون رو در لینکهای کنار پایین پروفایل با عنوان " عکسهایِ من " قرار دادم..میتونید از اونجا ببینید.. :)
در آینده عکسهای بیشتری اضافه خواهد شد..

بعدا نوشت: چند سوال شده از این عکسها! :) دوستان بیشتر عکسها رو یکی از دوستانم گرفته که کارش اینه!و معمولا هم من سوژه ش هستم.. :) و اینکه این عکس ها بیشتر ماله سال های 89 یا 90 یا 91 هست..عکس های 94 و جدید بعد میذارم..و اینکه دوست ندارم چهره م زیاد نمایان باشه..والا عکس زیاد هست.. :)

همین!


مرتبط: عکسهای من
+ تاريخ چهارشنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۲ساعت 18:9 به قلم سکوتِ خیس |

تو...
  سلام...



گاهی اوقات یه اتفاقایی میوفته توو زندگیه آدم
که اصلا انتظارش رو نداره
انجام یه عمل یا زدن یه حرف
خب بعضی اوقاتش آدم باخودش کنار میاد..
چون اون کار یا حرف از طرف کسی زده میشه که ازش انتظار زیادی نداره..
میگی ولش کن بی خیال مهم نیست
اما یه وقتایی یه حرفایی زده میشه از کسایی،که نمیشه گفت:
ولش کن،بی خیال و مهم نیست
اخه اون حرف از نزدیک ترین شخصیت های توو زندگیت زده میشه..
شاید هم مقصر باشی که ازش توقع زیادی داری..
اما پس از کی باید توقع داشت؟؟
یعنی از نزدیک ترین ها هم نباید توقع داشت؟؟
بعضی اوقات حرف ها و کلمه ها بیشتر از یه کار میتونه تاثیر گذار باشه..
که حتی یه عالمه راه بری و بری و بری..
که حتی سیگار بکشی و بکشی و بکشی..
اما اون حرف یادت بمونه..
مخصوصا اگه شخصیتت طوری باشه که کوچک ترین چیز ها رو فراموش نکنی..
نه
اشتباه نکن..
بخشش چیزه دیگه ایه اما فراموش کردن یه چیز دیگه
این روزا زندگی تلخ شده..

.....
..
پ.ن.اگه این زندگی باشه! من از مردن حراسم نیست.


همین!

+ تاريخ سه شنبه ۱۳۹۴/۰۲/۰۱ساعت 18:27 به قلم سکوتِ خیس |


اوقات شرعی